کد خبر: 1111
تاریخ انتشار: ۲۸ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۹:۰۹
نظام پولی

روزهای گذشته را با تحولات در بازار ارز سپری کردیم که علاوه بر کنش های فراوان در نزد عامه مردم بعضا شاهد ورود افرادی از بطن جامعه به این بازار متلاطم و گاها تخصصی (البته با هدف کسب درآمد و نه اختلال در نظام مالی کشور) بودیم که این ورود را می توان در قواعد رفتاری جامعه بررسی کرد چراکه بسیاری از کنش های متاثر از محیط پیرامونی و وضعیت معیشتی افراد شکل می گیرد .

در جامعه امروز ما عطش موفقیت و رسیدن به نقطه مطلوب بیش از پیش مشهود است که با برشی به اصول آکادمیک و نخستین اقتصاد دریافت این نکته که بهره بردن از زمان در یک رویداد اقتصادی می تواند در رشد و تعالی موثر باشد دور از دسترس نیست همین امر به دلیلی برای بهره جویی از فرصت هایی که در زمان های مختلف ایجاد می شود؛ تبدیل شده است.
مردمی که به دنبال رازهای کسب موفقیت هستند با بروز هر بازار مکاره ای فرصت را برای رشد و رسیدن به مطلوب را مغتنم می شمرند البته با  بررسی تجربیات مختلف ذکر این نکته ضروری به نظر میرسد که در غایت بازنده واقعی این تحولات همین مردم هستند.
 **عامل عدم اطمینان 
بر اساس مبانی علم اقتصاد با داشتن قیمت خرید کالای سرمایه ای و پیش بینی جریان درآمد مورد انتظار آن، محاسبه بازدهی نهایی سرمایه به نظر ساده می رسد. 
اما مسئله مهمی که باید به آن توجه کرد، این است که پیش بینی جریان درآمد آینده با مسئله عدم اطمینان در مورد درآمدهای آتی روبرو است.
توضیح اینکه جامعه با تفکر اینکه ارزش پول ملی به سمت کاهش می رود اقدام به ورود سرمایه های خود هرچند اندک به واحد پولی با ارزش که در تعامللات اقتصادی مورد وثوق تر است، می کند.البته این امر در ظاهر بسیار ساده می نماید اما فعالان بازار ار زو طلا(فارکس) با توجه به دارابودن علم آن نیک دریافته اندکه ورود هیجانی جز متضرر شدن رهیافتی نخواهد داشت بنابراین برخلاف اینکه محاسبه بازدهی نهایی سرمایه در چنین زمانهایی امری ساده به نظر می رسد اما ورود به این عرصه چندان با پایان خو ش برای ریسک کنندگان همراه نخواهد بود کما اینکه در تحولات ارزی هفته های گذشته شاهد زیانهای بسیاری از سوی ورود کنندگان به این بازار بودیم .
همین امر موجب ضروری شدن این نکته است که با آگاهی و تغییر رویکرد در تفکر جامعه از ورود به عرصه هایی از این قبیل که مستلزم دارا بودن حداقل های علم اقتصاد است جلوگیری کرد.چراکه افراد با نگاه عوامانه و بدون آگاهی از حداقل ها  با قصد سود وارد این عرصه شده و در پایان با سرخوردگی مواجه خواهند شد.
موارد آورده شده گذر به توسعه را ضرورت می بخشد و این امر مستلزم تغییر  و توسعه اجتماعی است چراکه لازم است عموم جامعه نسبت به تحولات با تفکر بیشتر ورود کرده و هیجان های لحظه ای جای خود را به بررسی و مداغه بدهد.
**بهره گیری از ادبیات توسعه
روان شناسان اجتماعی، علمای علوم تربیتی و جامعه شناسان در تحلیل های خود نوسازی روانی و فردی را منوط به تحقیق نوسازی در سطوح اجتماعی و گذر به توسعه می دانند. با چنین وضعیتی تردیدی نیست که گام نخست در بهره گیری از ادبیات توسعه را باید شناخت مفاهیم این حوزه تلقی کنیم.
همانگونه که مایکل توادرو (متخصص سرشناس اقتصاد توسعه)معتقد است که توسعه را باید جریانی چند بعدی دانست که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی طرز تفکر عامه مردم و نهادهای ملی و نیز تسریع رشد اقتصادی، کاهش نابرابری و ریشه کن کردن فقر مطلق است.
موارد مطرح شده را می توان با این رهیافت دنبال کرد که نیاز جامعه کنونی ما تغییر طرز تفکر است و نه راه کار دیگر.
اگر جامعه به بدعت در تقاضا برای سرمایه گذاری روی بیاورد و سرمایه هایی که البته به گواه سرمایه گذاریهای کاذب و سپرده گذاریها در موسسات مالی وجود دارد و کم هم نیست به سمت تولید با مواردی از این دست سوق یابد نه تنها نفعی ملی خواهد داشت بلکه با جامعه ای شکست خورده نیز مواجه نخواهیم بود.

**نقش رسانه
به اعتقاد مارشال مک لوهان (استاد مرکز مطالعات رسانه‌ای تورنتو)خصیصه اساسی رسانه مسلط و غالب این است که قادر به تغییر در نظم اجتماعی باشد و به عبارت دیگر رسانه قادر است خواننده و مخاطب را به فکر کردن و اساسا چگونه فکر کردن وا دارد.
افکار عمومی به مثابه هنر دستی است که اصحاب رسانه در شکل گیری آن تاثیر مستقیم دارد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =