کد خبر: 1165
تاریخ انتشار: ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۳:۴۲
محمد

22 اردیبهشت ، زمان برای بازی ترامپ با پرونده هسته ای ایران پایان می یابد، او در این روز یا می ماند یا خارج می شود، اما آنچه در این بازی حائز اهمیت است، حاصل بازی است که برای اروپایی ها در آن نمی توان بردی متصور بود.

ترامپ به دنبال چیست؟

نکته ای را که نباید در تحلیل ها نادیده گرفت، این است که دولت آمریکا در شرایط بسیار بد و پیچیده اقتصادی و واگرایی سیاسی داخلی قرار دارد و ترامپ نیازمند فوری پول و سرمایه است و پول هم در خاورمیانه و خلیج فارس و در اختیار عرب هاست.

در مقابل هم بن سلمان در سفر به واشنگتن و انواع لابی هایش ، تمام تلاش خود را برای تشدید دشمنی میان آمریکا و ایران بعمل آورد و پول کلانی را چاشنی قراردادهایش کرد تا یک جنگ نیابتی علیه ایران براه بیاندازد.

اما ، ترامپ در حرکت های قبلی از جمله در بحران هایی مانند شبه جزیره کره و سوریه نشان داده ، قصد دارد با کمترین هزینه به این منبع بزرگ پول دست یابد، از همین رو ، آنچه را می توان از رفتارهای او تحلیل کرد این است که با تمام قدرت تلاش دارد ، در دو سطح 'برجام' و 'مسائل منطقه ای' ایران را در منگنه قرار دهد تا منبع درآمدهایش تضمین شود.

در چنین فضایی است که ترامپ ،پروژه ایران هراسی را در صدر برنامه هایش قرار داده و تلاش دارد آن را شعله ور کند.

در این میان ، آنچه می ماند منافع اروپاست که برجام به حیثیت و اعتبار جهانی اش الصاق شده و گویا قرار است سودش را آمریکایی ها بردارند.

* اروپا کجای معادله قرار دارد؟

شواهد، بویژه بعد از سفر رئیس جمهور فرانسه و نخست وزیر آلمان به آمریکا، نشان می دهد اروپایی ها زیر فشارهای ترامپ تاب نخواهند آورد و مکرون و مرکل در سفر به واشنگتن، به این باور صحه گذاشتند که اروپایی ها وزن کافی را برای مقابله با ترامپ و تصمیماتش نه در بحث برجام که در هیچیک از دیگر موضوعات و پرونده های بین المللی ندارند.

طرح مسائلی مانند توان موشکی و یا نفوذ منطقه ای ایران هم بیشتر بهانه ای برای توجیه نقطه ضعف پایتخت های اروپایی در برابر آمریکاست و گویا حرکت جدیدی را شروع کرده اند که در نهایت به خروج آبرومندانه آنان از قراردادی متتهی می شود که پای آن را امضا کرده اند و تمام اعتبار و حیثیت خود را پای آن گذاشته اند.

*کابوسی که آمریکا برای اروپا رقم می زند

اروپایی ها حتما به یاد خواهند داشت که ایران طی سال های 2011 تاکنون بطور عملی در مقابل تروریسم منطقه ایستاد و راه گسترش تروریسم را به سمت سایر نقاط جهانی سد کرد و اگر نبود مقاومت ایران و متحدانش، حالا دستکم با دو یا سه دولت تروریستی مخوف در خاورمیانه روبه رو بودیم که از هر سو ابتدا اروپا، سپس روسیه و در نهایت شرق آسیا را مورد تهاجم قرار می دادند.

طی سال های گذشته ، پایتخت های اروپایی از جمله پاریس و لندن بارها شاهد حملات تروریستی بوده اند و هنوز تصاویر شهروندان وحشت زده فرانسوی از حمله تروریستی به یک مرکز فرهنگی در پاریس را به یاد دارند.

حالا هم اروپایی چندان واکسینه نیستند، چنانچه فرانسوی ها در هفته گذشته مجبور شدند ، دستکم یک زن افراط گرای عرب را اخراج و اقامت یک روحانی سلفی آفریقایی تبار را به خاطر تبلیغ خشونت لغو کنند و بیم از حملات تروریستی که تماما از افراط گرایان وابسته به وهابیت هدایت می شود، همچنان کابوس شهرهای اروپاست .

اینها یک برداشت سطحی از معادلات منطقه ای نیست و عقلای اروپایی خوب می فهمند که هرگونه تضعیف ایران در منطقه به معنای آزاد شدن انرژی بزرگی از افراط گرایی است و هدف آمریکایی هم غیر از این نیست.

خبرنگار ایرنا

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =